محمد علی خان ( پدر بزرگ یحیی بیک گرده) در رکاب نادر شاه

 

نوشته: پرویز اسرافیلی گرده

parvizesrafiligerdeh8.jpg

جد من محمد علی خان ( پدر بزرگ یحیی بیک گرده) در رکاب نادر شاه تقدیم به مورخ محترم گرده آقای عابدین عزیزی که محمد علی خان جد ایشان هم است

محمد علی در نمین متولد شده. بنا بگفته کربلای آقاجان بیک جد آقاجانی های نمین، محمد علی در خانه ای که در پشت ساختمان ژاندارمری نمین جلو خانه سلطان علی خان بود متولد شده. خانه مزبور بمرور زمان در اثر عدم توجه با خان های نمین رو به ویرانی گذاشت.پدر محمد علی خان، یحیی خان مهرانی ویلکیج بود و در جنگ ایران با اشغال گران عثمانی در سال 1150 شمسی در میدان نبرد کشته شد.

ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تاریخ روستای گرده | ۱ دیدگاه

شعر(آیریلیقدان آمان عاصیم) روحش شاد یادش گرامی…

 

ای فلک من قانا دولموش گؤزی گؤردوم یومان عاصیم

آلدی آخیر سنی بیزدن یولی دونموش زامان عاصیم

چاتدی آخیر بو فلک مقصده ائل شاعیری سنسیز

فلک إتدی بیزه چوخلی یامان عاصیم یامان عاصیم

اوخودوم قانلی سحردن یازان اشعارؤوی بیر بیر

اینجیدیب دور سنی گؤردوم اوخدان آرتیق کامان عاصیم

نه قلم بلکه منیم دیلده فغانیم اوجالوبدور

توکره م کؤل کیمی تک من باشا سنسیز سامان عاصیم

توکولوب گؤزلریمین یاشی یاغیش تک أله نوبدور

اوره گیم غمله دولار، گؤز یاشی گؤزدن دامان عاصیم

سنی ائل شاعیری آدلانسادا ائل شاعیری آزدور

بنذه یور صاف هاوا شعرون اونا یوخدور دومان عاصیم

سن جهنمده بیتن گول سوری آدلی قئزا یازدون

ایندی یوخدور سوری تک قئزلارا سنسیز گومان عاصیم

آصیف ایستر یازا دردین کی بو شعرینده یانوبدور

آیریلیقدان آمان عاصیم آمان عاصیم آمان عاصیم

منتشرشده در مطالب به زبان ترکی آذربایجانی | ۱ دیدگاه

از بین رفتن راه اسفالت یکی از مشکلات دهستان گرده

از بین رفتن راه اسفالت یکی از مشکلات دهستان گرده

دهستان گرده که 18 روستا زیر مجموعه ان می باشد وگرده مرکز این دهستان
محسوب می شود بنا به دلایلی از محروم ترین دهستانها می باشد قبلا شهر نمین
سه دهستان داشت که دهستان گرده یکی از انها بود دهستانهای دیگر انقدر اباد
شده اند که دارند به بخش و شهر  تبدیل می شوند اما دهستان گرده هم مرکزش
روستای گرده وهم روستاهای تابع خودش از محرومترین روستاها محسوب می شوند
نمی دانم علت را باید در چه جست؟ کم توجهی مسئولین یا مردم؟ نبودن کار و
خشکسالی و از بین رفتن زمین های زراعی یا بی همتی ؟کوچ کردن مردم به شهرها؟و….به هر حال
شاید هر کدام سهمی در این عقب ماندگی دارند.

منتشرشده در اخبار روستای گرده (کندیمیزده نه خبر؟) | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جدایی دختر و پسر و قربانی شدن سیب

مطلب ارسالی خانم زهرا پرنو (الهام)

جدایی دختر و پسر و قربانی شدن سیب

حمید مصدق از زبان پسر : تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم. باغبان از پی من تند دوید، سیب را در دست تو دید ، غضب الوده به من کرد نگاه ، سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست خش خش گام تو تکرار کنان می دهد ازارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم، که چرا باغچه ی کوچک خانه ی ما سیب نداشت!!!

پروین اعتصامی از زبان دختر در جواب پسر : من به تو خندیدم چون که نمی دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی ، پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه ی همسایه ، پدر پیر من است . من به تو خندیدم ، تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم ، بغض چشمان تو لیک، لرزه به دستان من و سیب دندانزده از دست من افتاد به خاک ، دل من گفت برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را ومن رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من ارام ارام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد ازارم ومن اندیشه کنان غرق این پندارم، که چه می شد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت!!!

جواد نوروزی از زبان سیب : دخترک خندید و پسرک ماتش برد ، که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده ، باغبان از پی او تند دوید . به خیالش می خواست حرمت باغچه ودختر کم سالش را از پسر پس گیرد.غضب الود به او غیظی کرد ، این وسط من بودم، سیب دندانزده ای که روی خاک افتادم، چون رسولی ناکام ! هر دو را بغض ربود… دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت : او یقینا پی معشوق خودش می اید ، پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه می کرد: مطمئنا که پشیمان شده و بر می گردد. سالهاست که پوسیده ام ارام ارام ، عشق قربانی غرور است هنوز، جسم من تجزیه شد ساده ولی ، ذراتم همه اندیشه کنان غرق این پندارند، که این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت!!!

زهرا(الهام) پرنو از زبان باغبان : اری دیدم سیب دندانزده ای را ، مات ومبهوت شدن دختر کم سالم را ، بغض و ترس پسرک را…. اری سیب را دیدم دست ناز گل بابا ، غضب الوده به پسر غیظی کردم و دویدم در پی اش ، در نیمه ی راه پشیمان گشتم و سیب سرخ بجای دل من ، به زمین افتاد. چون فهمیدم پسرک نیت پاکی دارد، ولی تا خواستم نزدیک شوم پسرک کرد نگاهی زمن و دور شد و رفت. او نمی دانست غیظ من بر رخ من بود و دلم اغشته ز عشق پدری، دختر من که چنان روح لطیفی دارد سالهاست که به عشق پسرک پشت ان پنجره رو به حیاط ،انتظار امدن یار قدیمی دارد ، غافل از این که پسر دست برچفت در خانه ی دلبر دارد، من در انجا دیدم اتشین عشق دو دلدار و دو عاشق را ، اشکی از شوق وصال انان را… وهنوز سالهاست که در قلب من ارام ارام خنده و قهقهه و شادی انان می کند ارامم ومن اندیشه کنان غرق این پندارم ، که چرا غیظ  ناخواسته ی خود را به رخم اوردم!!!

منتشرشده در مطالب خواندنی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تصاویر زیبای بهاری

تصاویر زیبای بهاری درسال 93 

ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مطالب خواندنی, معرفی روستای گرده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

اطلاعیه

هو الباقی

مراسم ختم سومین روز در گذشت مرحومه مغفوره گل نساء محمد پور متعلقه ی مرحوم فاضل مالکی روز جمعه مورخه ی 1393/02/05 از ساعت  15 الی 16:30  در مسجد جامع روستای گرده منعقد  می گردد.

حضور سروران گرامی باعث شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.
منتشرشده در اطلاعیه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقدی برنوشتار عابدین عزیزی

باسلام به دوستان عزیزم
نقدی برنوشتار عابدین عزیزی
درباره کامران مودب
کامران فرزند مشهدی ممی و نوه مشهدی جعفر می باشد مشهدی جعفر ازانسوی مرز از راه عنبران به گرده مهاجرت می کند
در گرده فقط 3 خانواده ساکن بوده اند
ممی 4 فرزند داشته است 1کامران 2میرزا علی3شامیل 4هشیم
مشهدی جعفر اولین کسی بوده گورستان فعلی را از جنوب گرده
به شمال ان انتقال می دهد واولین کسی که دفن می شود در گورستان جدید یک مسافراهل سراب بوده از شماخی به سراب می رفته دومی خود مشهد ی جعفر بوده استاثار موجود در اثبات این نوشته و رد نوشته عابدین

سیفعلی فصیحی

منتشرشده در تاریخ روستای گرده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

بهرام گور، قبرستان قدیمی، آتشکده گرده

نوشته پرویز اسرافیلی گرده

 

parvizesrafiligerdeh7.jpg

این مقاله برای اثبات پذیری به منابع بیشتری نیاز دارد

• آیا قبر بهرام گور (بهرام پنجم ساسانی) در گرده است؟
• قبرستان قدیمی در گرده چرا گور قبری نام دارد؟
• آیا آتشکده گرده را بهرام گور بنا کرده؟

مدت 30 سال است من در باره بهرام گور تحقیقات می کنم. مورخین خارجی و ایرانی محل مفقود شدن بهرام گور را در نزدیک اصفهان می دانند. ولی این نظریه منطقی نیست! چرا؟

ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تاریخ روستای گرده | 55 دیدگاه

زندگی نامه ی استاد شیخ گل وردی حسن زاده

استاد شیخ گل وردی حسن زاده قاری و مدرس قران کریم و خادم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و خادم مسجد در سال 1265 قمری در خانواده ی مذهبی در روستای گرده چشم به جهان گشود از همان کودکی علاقه زیادی به خواندن قران داشت و توانست در نوجوانی قران را در شهر دارالارشاد اردبیل پیش بزرگان ان زمان فرا بگیرد. شیخ بعد از مدتی شروع به تدریس قران کریم نمود که با امکانات کم ان زمان شاگردانش را در مسجد و گرد چراغ نفتی یا چند فانوس جمع کرده و قران تدریس می کرد. استاد بدون هیچ چشمداشتی و برای رضای خدا کار می کرد و زندگی اش را نیز با دستورات قران تطبیق می داد . شاگردانش نقل می کنند که ماه های رمضان تا سحر بیدار می ماندیم و همراه استاد به تلاوت قران مشغول می شدیم و در ماه محرم به علت نبود امکانات در ان زمان استاد تمام شاگردان و بچه ها را جمع می کرد و با ذکر حسین حسین به درب تمام خانه ها  رفته و برای مسجد جاجیم و گلیم و حصیر و  وسایل دیگر جمع می کرد تا مراسم عزاداری اقا اباعبدالله الحسن (ع) به نحو احسن و پر شکوه برگزار شود. نقل است که هر هفته در منزل یکی جمع می شدند و قران را به صورت گروهی همخوانی می کردند و وقتی که شیخ در بستر مرگ بود شاگردانش گرد ایشان همچون پروانه گرد شمع جمع شده و قران را بصورت دسته جمعی قرائت کرده و اشک از دیدگانشان جاری بود تا اینکه استاد در سال 1346 در ماه صفر به دیار باقی شتافت و به دیدار معبود خود نائل امد و در قبرستان روستای گرده دفن گردید. روحش شاد راهش پر رهرو باد.

استاد شاگردان زیادی را تحویل جامعه داد که هر کدام از شاگردانش نیز به نوبه ی خود شاگردانی را تحویل جامعه دادند که عبارتند از مرحومین : شیخ زین العابدین قاسمی –  مشهدی رمضان کارگر – شیخ غفور عزیزی – مشهدی محمد میرزائی – شیخ گل اقا شعبانی – کربلائی عیوض جعفری – مشهدی کریم جعفری – مشهدی قوچعلی سرداری – حاج مصر عدل – محبوب رضائی- حاج انشاء اله سرداری – حاج مظلوم دهقان – زینال عینی – حاج خدر رنجبر – حاج شجاعت جعفری – حاج امید احمدی – ارشد سلمانی (روحشان شاد یادشان گرامی)

و شاگردانی که در قید حیات هستند عبارتند از: حاج اتاخان پوربابائی – ملا بشیر قاسمی -حاج سلیم عبدی – سرهاد مقتدری – کربلائی طاهر سلمانی – حاج سواد جعفری – رسول پوربابائی – حاج فراهم قانع – حاج براتعلی قدسی – کربلائی عادل مؤدب  و حاج ناصر عدل (عمر شریفشان با عزت و تندرستی)

چه خوش است صوت قران  * زتو دلربا شنیدن  * به رخت نظاره کردن  * سخن خدا شنیدن (یابن الحسن)

(با تشکر از بزرگان و علی حسن زاده به خاطر همکاری و تهیه عکس مرحوم شیخ گل وردی)

زندگینامه ی دیگر بزرگان روستای گرده در دست تهیه است که به زودی در سایت درج خواهد شد.

منتشرشده در اهالی روستای گرده | ۱ دیدگاه

شعر(سنخ تار)

بیرسنخ تاراولموشام یوخدورچالانیم روزیگار                     قالموشام بازاریده یوخدورآلانیم روزیگار

بنذه رم من بیرقوجا تک پیره مرده ای فلک                    اولموشام تنها وتک یوخدورقالانیم روزیگار

یول کسنلرتک فلک هرگؤن آلورمندن غزل                        کاروانلارتک إدوب هرگؤن تالانیم روزیگار

هم اوجالدان بیزلری هم اندیرنسن ای فلک        سن نئچه مین شاهلاری تختدن سالانیم روزیگار

ایسترم کندین یولوندا با ش وهم جاننان کئچم           بوسؤزوم دؤز دورمنیم یوخدوریالانیم روزیگار

آصیفا پروانه سان سن بووطن عشقینده یان             قوی سنون من باشوا کندیم دولانیم روزیگار

 

منتشرشده در مطالب به زبان ترکی آذربایجانی | دیدگاه‌تان را بنویسید: