
اگهی ترحیم مرحومه سوسن قانع فرزند گرامی اقای حاتم قانع گرده
تیم مدیریت سایت گرده مصیبت وارده را به خانواده ی محترم قانع و زمرد تسلیت عرض نموده ، و برای آن مرحومه طلب مغفرت و برای بازماندگانش صبر جمیل از درگاه خداوند منان مسئلت می نماید.

اگهی ترحیم مرحومه سوسن قانع فرزند گرامی اقای حاتم قانع گرده
تیم مدیریت سایت گرده مصیبت وارده را به خانواده ی محترم قانع و زمرد تسلیت عرض نموده ، و برای آن مرحومه طلب مغفرت و برای بازماندگانش صبر جمیل از درگاه خداوند منان مسئلت می نماید.
هو الباقی
با نهایت تاسف وتاثر ،مراسم ختم سومین روز درگذشت مرحومه مغفوره شادروان بانو تمام سلمانی فرزند مرحوم داداش روز دوشنبه مورخه ی 96/07/17 از ساعت 14الی 16 بعد از ظهر در مسجد جامع روستای گرده منعقد و مجلس زنانه نیز همزمان در شبستان همین مسجد بر گزار خواهد شد.
حضور سروران گرامی باعث شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.
تیم مدیریت سایت گرده مصیبت وارده را به خانواده ی محترم سلمانی و پیری تسلیت عرض نموده ، و برای آن مرحومه طلب مغفرت و برای بازماندگانش صبر جمیل از درگاه خداوند منان مسئلت می نماید.

طشت گذاری محرم سال 95
به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم مراسم تشت (طشت)گذاری برگزار می گردد.
هیئت امناء و هیئت عاشقان حضرت عباس (ع) روستای گرده از عموم عاشقان حسینی جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آورد.
التماس دعا
نوشته پرویز اسرافیلی
معرفی یک هنرمند نقاش و پیکر تراش وطن پرست متولد گرده
پروفسور دکتر آقا لار محمدیان

پروفسور دکتر اقالارمحمدیان و همسر محترمشان در اخرین نمایشگاه خود در تهران
آقالار محمدیان برادر شکر خان اسرافیلی در سال 1307 در گرده متولد شد. در سال 1308 با مادر به نمین کوچ کرد.در سال 1310 به سبب فوت همسر اول شکر خان دوباره به گرده برگشتند.
پس از ازدواج شکر خان با همسر دوم در سال 1312 مادر آقالار صاحب خانم اسرافیلی مالک 2 دانگ حمام محمدیان درنمین (میراث فرهنگی است ایکاش روزی تعمیر شود) و چند قطعه املاک بوده. پس از فروش املاک ، خانواده به تهران کوچک کرده و در تهران با خرید یک باب خانه کوچک در ناصر خسرو در کوچه مروی ساکن شدند. مادرش در قور خانه تهران بعد در اداره راه آهن تهران استخدام شد. آقالار از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت . بنا به گفته مادرش آقالار در جلوی درب حیاط نشسته درشکه ها با اسب ها و ماشین ها را ترسیم میکرد. یک روز در جمعه در سال 1313 مادرش او را برای دیدن قطار ) در آن زمان ماشین دودی میگفتند) محل حضرت عبدالعظیم (دروازه قدیمی شهر ری) برد. آقالار در حال ترسیم قطار بوده، یک آقای ناشناس سر بالای او ایستاده تماشا میکرد. پس از اتمام ترسیم قطار و ایستگاه آقای نا شناس آن را با دقت مطالعه کرده و پس از سئوالاتی به مادر آقا لار یک پیام یک سطری نوشته داد و گفت ( این نوشته را با بچه به مدرسه در میدان بهارستان به بر او را به رایگان ثبت نام می کنند . گویا آن مدرسه بنام علمیه بود) . آقای نا شناس عکس را با خود برد. در علمیه اول از ثبت نام او خودداری کردند به بهانه اینکه او 6 ساله بود. درآقالار با مادرش حالیکه مدرسه را ترک میکردند.مدیر مدرسه عقیده اش را عوض و بچه را ثبت نام کرد.آقالار هرگز آن نیک مرد را ندیده و اسم را ندانست . پس از گذراندن تحصیل ابتدای در مدرسه علمیه پس از موفقیت در مسابقه نقاشی وارد مکتب خانه کمال الملک در باغ نگارستان در میدان بهارستان شد ( مکتب خانه کمال الملک در حال ل حاضر موزه نقاشی است) باز بطور رایگان ادامه تحصیل کرد. . پس از فارغ التحصیل در نقاشی ، پیکر تراشی، مجسمه سازی و خوشنویسی در سال 1324به شغل مقدس دبیری در تعدادی از دبیرستان های مرکز که یکی از آنها امیر کبیر و دبیرستان ذوقی در عبّاسی تدریس کرد.

مرحوم استاد گلحسن ثمودی گرده
معرفی مرحوم گلحسن ثمودی گرده از زبان فرزندشان اقا ی یونس ثمودی
🔹نام : مرحوم گلحسن ثمودي گرده اولین کفاش روستای گرده و معررف به اوستا گلحسن
نام پدر : محمد
تاریخ تولد : ۱۳۰۵
تاریخ وفات: ۱۳۶۰/۰۱/۱۶
پدرم مي گفت در اوايل شروع زندگی مشتركم كشاورزی و دوره گردی (جارچي) به روستاهای دور و نزديك می رفتم تا خرج زندگیم را تهيه كنم ازآنجايی كه در قديم كفش نبود فقط چاروق (گيوه ) كه از پوست حيوانات تهيه می شد آن هم بدون دباغی كه هميشه بدليل خشك بودن پای مردم را زخمی می كرد به همين علت می گفت هميشه به فكر اين بودم كه ايكاش روزی بتونم يه كفش راحت برای مردم تهيه و درست كنم مدتها گذشت تا شنيدم از يك نوع لاستيك عين جنس تيوپ كفش درست مي كنند سراغشو گرفتم و با پرس وجو به بازار اردبيل همان جای (بازارقيصريه )كه الان هم چكمه و كفشهای پلاستكی می فروشند رسیدم شخصی بنام رمضان پيدا كردم که در كار تهيه و فروش لوازم توليد كفش گالوش بود. با راهنمايی های آقای رمضان مقداری لوازم از ايشان خريدم و يك موتور زمينی انگليسی هم خريدم چون آن زمان برق نبود برای سمباده زدن كفشها موتور نياز ضروری بود. يادم هست بدليل رونق كارش رفت يك موتور زاپاس هم خريد هر وقت خراب می شد از موتور زاپاس استفاده می كرد و اون يكی را خودش تعمير و آماده می كرد يكی از توليدات پدرم چكمه بود كه خيلی بلند و تا ران پا می آمد كه بعد از مدتی مشتریهایش زیاد شد تا انجایی که از شهر آستارا سفارش می دادند و برای كاشت بيجار استفاده می كردند. چاروق از كفش ارزان و سبك بود به همين دليل برای چوپان ها كفش خوبی بود كفشهای توليد پدرم بيشتر در بخش عنبران و روستای اطراف بصورت سفارشی توليد مي شد و مابقی در روز های بازار در دكان مرحوم نقی شاه گلدی كه اصالتاً نمينی بودند و دوست پدرم بود در آنجا بفروش می رفت لازم به ذكر است پدرم چند سالی هم در نمين كارگاهی اجاره كرده بود در آنجا به توليد كفش مشغول بود بعدها به بدليل علاقه به روستا و خدمت هر چه بيشتر به هم دهاتیهایش به روستا برگشت و در روستا بجز توليد كفش در تعمير چراغهای نفت سوز خوراك پزی و روشنايی به مردم خدمت می كرد.
روحشان شاد یادشان گرامی باد.🌹🌹🌹

نمونه ای از گالوش تولید شده توسط مرحوم گلحسن ثمودی گرده
نوشته: پرویز اسرافیلی گرده
در باره دلیران گرده که با شهامت و خودگذشتگی خدمت شایان به روستای عزیز کرده اند نباید با گذشت زمان فراموش شوند.
من سالها در جستجوی فدا کاران گرده بودم، این فدا کاران خیلی زیاد هستند. متاسفانه در فرهنگ گرده قدیمی ها بعلت احساس درد و رنج از بازگویی گذشته تلخ همیشه خودداری میکردند و ترجیح میدادند حوادث ناگوار گذشته را در سینه پنهان کنند. بندرت در شب نشینی ها بزبان می آوردند. ما بچه ها مجاز به شنیدن نبودیم. یکی از دلیران گرده شخصی بنام نریمان (نرمان بود).
داستان نریمان (نرمان)
در زمان محمد علی شاه، گرده باصطلاح عامی به حال خود رها و برای تامین امنیت از دولت خبری نبود. حتی خوانین نمین فقط قادر به حفظ امنیت خود نمین بودند. تنها برای دریافت مالیات با مامور مالیه به گرده می آمدند.و یا مباشر میفرستادند. نمیدانم دولت بی کفایت برای چه از مردم گرده مالیات میگرفتند. گرچه در کشور شروع گرانی و کمبود غذا بود. گرده روستایی بسیار حاصلخیز و از نظر دامداری ثروتمند، در صورتیکه گرده بجز مالیات سنگین بی حساب و کتاب هیچگونه استفاده از دولت نداشت. نه از نظر امنیت، آموزش، بهداشت، راه سازی و غیره .
سالها کمبود مواد غذای در ده و سایر جاهای آذربایجان رخ داد. خیلی از مردم تلف شدند. چند تا از روزنامه های خارجی نوشتند که اشغال روسیه و عثمانی در ایران باعث قحطی و مرگ شد. ۴۰% ایرانیان در جنگ اول جهانی از گرسنگی وبیماری تلف شدند.
مردم گرده روزها مشغول کشاورزی و دامداری بوده ، شبها برای حفظ دامها و اموال خود در حراست بودند. با این حال گرده نه تنها شبها بلکه در روز روشن مورد حمله عشایر، شاهسون ها و سارقین بود. بدتر از همه سارقین طایفه ای از شاهسون ها عطاخان نامی رئیس آنها بود. این طایفه با دسته سواران مسلح گاهی برای غارت، چپاول اموال، سرقت اسبها، گاوها، گوسفند ها و غارت درختان باغها به گرده حمله میکردند.
در تابستان سال 1294 در روز بازار نمین طبق معمول خیلی از مردان گرده برای فروش دامها و خرید مایحتاج به نمین رفته بودند. عطاخان شاهسون با یارانش به گرده حمله کرده هر چی در دسترس داشتند بسرقت بردند. حتی گلگز خانم همسر حاجی امیر مشغول بافتن جاجیم بوده ، جاجبم را که چند متر بیش نبوده بریده و برداشتند. در همان لحظه مرحوم نریمان در ساریلار مشغول درو کردن یونجه بوده و اسب همراه داشت. بچه های ده به نریمان خبر میدهند. نریمان شجاع یگانه با سرعت بخانه رانده ، تفنگ برداشته سریع دنبال شاهسون ها میرود. نرسیده به دریاچه گمیشلی با شاهسون ها پرتاب گلوله عوض بدل میکند. هدف نریمان خود عطا خان بوده است. با این حال نریمان از زانو تیر خورده و در حال خونریزی بود، موفق میشود عطا خان را با تیر زده و از اسب به زمینداندازد.همراهان عطاخان او را بجای گذاشته با سرعت اسب رانده از معرکه دور می شوند. عطاخان گر چه زخمی شده بود نریمان را هدف تفنگ گرفت، خوشبختانه نریمان موفق شد او را بکشد. نریمان خود را به گرده می رساند. در عصر که مردم از بازار برگشته و از جریان باخبر شده، چند نفر میروند جسد عطاخان را به ده بیاورند از عطا خان اثری نبود. شاهسون ها جنازه او را با خود برده بودند. در مسیر فراری ها قطره های خون ریخته شده بود و نشانه زخمی شدن یکی و یا دو نفر آنها و یا اسب های آنان بوسیله نریمان بود.
چند روزی از این حادثه گذشت و از اشرار خبری نبود. تا اینکه یکی از روزها ی مه آلود، فامیل های اشرار عطاخان برای خون خواهی رئیس طایفه به طرف گرده تاختند. اولین کسی برخورد می کنند، مرحوم آقا علی نوجوان نوه بدل بیگ پسر میکائیل برادر پولاد خان (جد حمید مودب) در همان محلی که عطاخان اشرار کشته شده بود مشغول چراندن گوسفند ها بود، او را کشته و گوسفند ها را بسرقت بردند ( گویند به عنوان انتقام 5 گلوله به بدن نازنینش خالی کرده بودند.) . گویند مرگ آقا علی 12 ساله آنقدر برای مردم اثر کرده بود برای دفن او حتی از دهات مجاور آمده بودند. حال خود نریمان با اینکه رو به بهبودی بود ولی تا آخر عمر می لنگید. از آن تاریخ دیگر خبری از اشرار نشد.

مرحوم شکرخان اسرافیلی گرده
🔴گزیده ای از زندگینامه مرحوم شکرخان اسرافیلی گرده
نوشته : پرويز اسرافيلي با همكاري حمید مودب
بنا به درخواست جناب اقاي عبدالله عبدي
🔷 بیوگرافي مرحوم شكر خان فرزند یونس در سال 1296 در خانواده مرفع در گرده بدنیا آمد. پدرش را در کودکی از دست داد و عموی بزرگوارش آقا بیگ او را زیر بال خود گرفت.کودک با هوش و کنجکاو بود. مرحوم ملا آقارحیم به آقا بیگ پیشناد کرد که این کودک بسیار با هوش است باید او را به یاد گرفتن علم و دانش بفرستی. آقا بیگ میگفت که این تنها یادگارجوانترین برادر من است وبرای من آرامش روحی و تسکین قلب است، هرگز از دیده خود دور نخواهم کرد.
مرحوم استاد مطلعی نمین در تابستان ها به دهات رفته و مردم را تشویق میکرد که فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. روزی مرحوم مطلعی برای فراخواندن اطفال به مدرسه در گرده بود، آقا بیگ او را برای صرف ناهار به خانه دعوت کرده واطمینان کسب کرد مثل فرزند خود از طفل مواظبت کند . در پاییز آن سال شکر خان در مکتب خانه مطلعی مشغول تحصیل شد. مکتب خانه فقط 2 سال بود. بعد از 2 سال بنا به همت مردم نمین سال سوم باز شد. شکرخان در نوروز آن سال بدلیلی ترک تحصیل کرد.

درختان گلابی در ابی باغی روستای گرده با قدمت بالای 200 سال
بسمه تعالی
توضیحاتی درباره ابی باغی و درختان ان به نقل از پدربزرگوارم حاج سلیم عبدی گرده
کربلایی عبدالله جد صبوری ها و عبدی ها و مثمری ها می باشدکه ایشان این باغ را در ایام جوانی خویش از مرحوم میرزا مراد خریداری می نماید . خانه میرزا مراد در محل کنونی خانه های قدیمی کربلایی طاهر سلمانی بوده و پسرهایش نیز فوت می کنند واز نسل میرزا مراد به نظر می رسد کسی زنده نمانده است . از قدمت باغ هم کسی اطلاعی ندارد که معلوم نیست میرزا مراد مرحوم خودش درختان ان را کاشته بوده یا باغ را به ارث برده و یا خریداری کرده . انچه مسلم است این هست که زمان خریداری باغ، درختان ان پیر بوده و حتی درخت زرد الویی بوده که ان زمان به قوجا اغاجی( درخت پیر) معروف بوده و اینکه کربلایی عبدالله 64 سال پیش (1372 قمری) و در سن 136 سالگی دار فانی را وداع گفته ، با توجه به شواهد حداقل قدمت این باغ بالای 200 سال تخمین زده می شود که ممکن است قدمت این باغ بالای 300 سال هم باشد . این باغ هم اکنون باغ مرحوم حاج جلال مثمری و مرحوم مهدی صبوری می باشد که درختان گلابی و درخت پیر زرد الو هنوز هم میوه می دهند. واز انجهت که باغ بنام کربلایی عبدالله بوده به ابی باغی مشهور گشته است.

درخت زرد الو معروف به قوجا اغاجی (درخت پیر) در ابی باغی روستای گرده با قدمت بالای 200 سال
کسب عنوان قهرمانی اقای امید تعلیمی گرده فرزند کربلایی خداوردی در مسابقات دانشگاهی در رشته تکواندو ، دعوت ازاقای عرشیا بابایی نوه حاج داود جعفری گرده بازیکن تیم استقلال نود برای شرکت در اردوی تیم ملی نونهالان در رشته فوتبال و کسب مقام سومی اقای سبحان مثمری گرده نوه استاد حسن مثمری در مسابقات استانی تهران در رشته کاراته را به خود این عزیزان و خانواده های محترم ایشان واهالی ورزش دوست روستای گرده تبریک عرض می کنیم و انشاء الله شاهد شکوفایی این عزیزان در رده های بالاتر باشیم.

قهرمانی اقای امید تعلیمی گرده در مسابقات دانشجویی کشور در رشته تکواندو را خدمت ایشان واهالی محترم تبریک میگوییم 💐

قهرمانی اقای امید تعلیمی گرده در مسابقات دانشجویی کشور در رشته تکواندو را خدمت ایشان واهالی محترم تبریک میگوییم 💐

افتخاري ديگر براي روستای گرده ، عرشيا بابايي نوه حاج داود جعفری گرده به اردوی تیم ملي نونهالان دعوت شد. تبریک به این موفقیت بزرگ💐

کسب مقام سومی اقا سبحان مثمری ، نوه استاد حسن مثمری در مسابقات استانی تهران دررشته کاراته را به ایشان و خانواده محترمشان واهالی روستای گرده تبریک می گوییم.💐

کسب مقام سومی اقا سبحان مثمری ، نوه استاد حسن مثمری در مسابقات استانی تهران دررشته کاراته را به ایشان و خانواده محترمشان واهالی روستای گرده تبریک می گوییم.💐
نوشته: پرویز اسرافیلی گرده

سنگ قوچ با شکوه در روی چار پا در قبر احمد بیگ گرده ایستاده بود. در پشت قوچ یک عقاب نشته و قوچ به عقاب نگاه می کرد.
این سنگ در مزار یحیی خان مهرانی نمین در گورستان مهرانی های شغاله دره در نزدیک نمین بود. ( یحیی خان یکی از نوادگان قلیج خان مهرانی تالش در سال 1151 در جنگ بیرون راندن عثمانی ها از اردبیل بوسیله نادر شاه کشته شد).
پس از عهد نامه گلستان و آمدن میر کاظم خان و پسرش سیف الملک ازلنکران بوسیله عباس میرزا نایب السطنه قاجار به نمین (هردو پدر و پسر داماد عباس میرزا بودند) ، مهرانی های نمین از زمان اشکانی در نمین بعنوان مرزبان سکونت داشتند. با روی کار آمدن ترکمنهای قاجار زندگی مهرانی ها متلاشی شد.
در سال 1204 در مهاجرت اجباری مهرانی های نمین بوسیله میر کاظم خان، نوادگان یحیی خان مهرانی یحیی بیگ و خدامراد بیگ مالک روستاهای پیله چای و گرده بودند،سنگ را با خود به پیله چای آوردند و در قبر خدامرادبیگ در پیله چای بود.
در سال 1216 اسد بیک فرزند خدا مراد بوسیله سیف الملک به روسیه تبعید و پیله چای به دست خان های نمین افتاد.
سنگ را یحیی بیک گرده به گرده آورد و قرار بود به روی قبر او نصب شود ولی بخاطر اینکه همسرش در پیله چای دفن شده بود و بنا به وصیت یحیی بیگ ار را در جوار همسرش در پیله چای دفن کردند. سنگ در گرده ماندگار شد و در قبر احمد بیگ گرده نصب شد.
با آمدن ارتش روس ها به گرده ، روس ها سنگ های قبرستان های قدیمی را با سنگ های جلو مسجد گرده به روستای داش کسن برای ایجاد پل از روی رود خانه بردند، در همان زمان این سنگ را از قبر احمد بیک بر داشته ودر کامیون ارتشی برای حمل با خود قرار دادند.مردم گرده برای پس گیری سنگ به سر روس ها ریختند. در کشمکش پا های قوچ چندین پاره شد و روس ها قوچ را یه زمین انداختند در نتیجه دم قوچ هم شکست.
قوچ مدتی در حیاط احد بیگ گرده در انتظار تعمیر بود. چند سال بعد بوسیله سنگ تراش بقعه شیخ صفی اردبیل فقط دم قوچ تعمیر شد و قوچ بدون پا ها در مزار احمد بیگ گرده گذاشته شد. بنا به گفته قدیمی ها در توی قوچ مدارک و گنجینه پنهان بود، با نهایت تاّسف افراد و یا فردی قوچ را بسرقت برده است، این دشمن فرهنگ و تاریخ لطمعه بزرگی به تاریخ میراث ملی وارد کرده است.