« پیام ارسالی دکتر مودب »
درود بر همه عزیزان
ساختمان نانوایی با همت وتلاش گروه زحمتکش نانوایی بپایان رسید دوست دارم از مهندس مثمری عزیز و از بقیه دوستان که از کارهای خصوصی شان گذشتند شخصا تشکر کنم .
در اینجا لازم میدانم از تشویق بی پایان دوستان عزیز از جمله پرویز اسرافیلی ، ناصر عدل، علیرضا خانی ، مهندس اسماعیل مثمری و بقیه عزیزان نیز تشکر کنم.
لازم است از کمک بی دریغ همه شما اهالی فهیم جهت خرید دستگاه شخصا تشکر نمایم، بخصوص کسانی که ناشناس یا در شرایط مالی سخت به این پروژه خوب کمک کردند.
یک واقعیت رو لازم میدانم با شما عزیزان صادقانه در میان بگذارم.
مدت دو، سه سالی بود خواب مرحوم برادرم را در آن محل (ساختمان نانوایی) میدیدم که با سماور بزرگ با لباس شیک در حال چای تقسیم کردن بود.
چندین بار از خانمش و از خواهرم که تلفن می زدم پرسیدم نمی فهمم چرا خواب برادرم را در آنجا می بینیم در صورتیکه هیچ خاطره ای از ایشون در آنجا ندارم (بر عکس نظریه پاولف).
تا اینکه محافظت برای نانوایی، آنجا رو پیشنهاد کرد.
من همان زمان متوجه شدم این خوابها بیخودی نبوده چون برادرم عاشق دهمان بود و هر زمان که آنجا بودم به من می گفت بریم ده. وقتی هم تلفن می کردم از خبرهای ده بمن می گفت ، پس بهتره بگم مشوق اصلی برای نانوایی برادرم بود.
گروه نانوایی وظیفه خودشو به نحو احسنت انجام داد و ساختمان به اتمام رسید.
اکنون می تواند در اختیار شورا و دهیار باشد ، و دهیار وشورا شخصا مدیریت نانوای را به عهده گرفتن اما واقعیتش من نگران آینده نانوایی هستم.
چون ما شش ماه قبل که ساختمان را شروع کردیم، روی سهمیه آرد حساب می کردیم ، الان مثل اینکه دولت می خواهد قیمت آرد را آزاد بگذارد و اگر سهمیه آرد حذف شود متاسفانه شرایط بدتر خواهد شد، چون در ده با ۲۰۰ نفر یعنی پخت یک کیسه آرد خرج خودش را هم در نخواهد آورد چه برسد به حقوق و مزایای شاطر (حالا می سپاریم دست زمان).
موضوع دیگر حفظ و نگهداری نانوایی می باشد.
همان گونه که اول هم گفتم یک قرارداد رسمی و قانونی با دهیار و شورا با اجاره کم می بندیم با این مضمون: بعد از کسر هزینه آب و برق و تلفن و گاز و آرد و حقوق و مزایای شاطر هر چقدر بماند، بین شورا و من تقسیم می شود.
بنده آن مبلغ را در یک حساب همیاری می ریزم و تا آخرین ریالش در جهت رفاه آنهاییکه در ده زندگی می کنند استفاده خواهد شد.
آرزوی من تداوم آن نانوایی می باشد تا مادران و پدران پیرمان از آنجا نان تازه بخرند.
حمید مودب
🆔 @gerdeh_ir