معرفی کتاب «شیخ صفی الدین اردبیلی و جانشینانش»

%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8

کتاب «شیخ صفی الدین اردبیلی و جانشینانش» تألیف آقای یحیی عسگری نمین در ۲۶۰ صفحه توسط انتشارات کوه سنگر اردبیل در سال ۱۳۹۴ به چاپ رسیده است. این کتاب به بررسی زندگی شیخ صفی الدین اردبیلی و جانشینانش از جمله شیخ صدرالدین موسی، خواجه علی، شیخ ابراهیم، شیخ جنید، شیخ حیدر، سلطان علی و شاه اسماعیل می پردازد.
کتاب حاضر، تحقیق و پژوهشی است درباره پیشوای یکی از فرق تصوف که قدرت معنوی وی با گذشت زمان در میان فرزندان ایشان تبدیل به قدرت حکومتی گردیده است. طریقت صفوی، تنها طریقت صوفیانه است که مقبولیت عام و قدرت حاکمیتی پیدا کرده و در بخش وسیعی از سرزمین اسلامی نفوذ معنوی و حکومتی یافته و بانی گسترش تشیع در ایران گشته است.
در این کتاب از منابع مختلفی از جمله: «صفوه الصفا»، «تذکره شیخ صفی الدین»، «سلسله النسب»، «قارا مجموعه» و دیگر کتاب ها که در مورد خاندان ایشان نوشته شده مانند کتاب «عالم آرای صفوی»، «عالم آرای عباسی»، «احسن التواریخ» و «عالم آرای امینی» که سه کتاب اولی در تأیید صفوی و کتاب آخری در مخالفت آن ها نوشته شده، استفاده گردیده است.

نوشته آقای پرویز اسرافیلی گرده درباره(خاطرات بسیار جالب با جملات زیبای آقای سرخان قانع عزیز)

parvizesrafiligerdeh7

خاطرات بسیار جالب با جملات زیبای آقای سرخان قانع عزیز اینقدر جالب است مثل اینکه من طفل بودم، دست مرا گرفته به گرده برد. دوران بچگی را در من زنده کرد. روزهای شیرین گذشته که زندگی بسیار ساده و بی آلایش و به سرعت و تندی امروز نبود. روزهای بچگی که تنها پدر قهرمان بود . و همان قهرمان ., .که از طریق کشاورزی در سرمای زمستان ، در گرمای تابستان مایحتاج خانه را تامین میکرد. و تنها عشق، عشق پاک مادر بود.
خاطرات آقای قانع تاریخ آینده گرده است. تاریخ گرده تنها در روی صفحات کتاب نیست، بلکه در خرابه های گرده، در چهره های آفتاب سوخته پدربزرگ ها و در رگ های بر جسته روی دست های ما در بزرگ ها است.

خاطرات آقای قانع حاکی از روزهایی است که در هر خانه ۴ نسل خانواده ، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، عمو و بچه ها باهم زندگی میکردند. مادیات، ثروت کمتر ولی محبت و دوستی فراوان بود.
روزهایی که بعضی از پسران از خرید کفش ملی محروم، با گالوش های مرحوم گل حسن که از تویه های سیاه و سرخ کامیون ساخته بودند قناعت کرده و با پاهای عرق کرده سیاه و سرخ بدون جوراب به مدرسه میرفتند. گاهی برای خشک کردن پاهای خیس در عوض جوراب از خاک استفاده میکردند. همان بچه ها با لباس های وصله دار و با چهر های خندان و بشاش شاگردان ممتاز بوده و افتخار امروز گرده هستند.
آقای قانع مرا به یاد روزهای (یاغ بلۀسی با نان گرم و کره گوسفند، نازک چورک، فتیر، یوخا، کوکه، سمنی، قره حلوا،بلاما، گویماخ،خشیل،حرّا، متال پنیری، شومی تره وغاز ایاقی) می اندازد. روزهایی که مادران گندم را شسته و برای آسیاب آماده میکردند و ما بچه ها مشغول بازی های سنتی بودیم. ایکاش آن روزها بر میگشت.

خاطرات روزهاي شيرين روستای گرده (نوشته آقای سرخان قانع گرده)

خاطرات روزهاي شيرين روستای گرده

وقتي خاطرات گذشته را مرور مي‌كنيم شاید گاهي به نظر مانند خواب و رویا باشد اما حقیقتی بود که به سادگی پشت سر گذاشتیم.

خاطرات اهالي روستاها خاطرات روزهاي پاك و بي‌آلايش است روستای «گرده» یا «نوشنق» شهرستان نمين از همين روستاهايي است كه خاطراتش روزهاي ناب سادگي را ورق مي‌زند.
زمانی روستاها خودکفا، مستقل و به مصرف مصنوعات شهری آلوده نبودند و مي‌توان گفت هنوز شهر، مادرش را معتاد نکرده بود و همه چیز رنگ و بوی روستایی داشت.

طبيعت اطراف چشمه روستا

۴يا ۵ دهه پيش در ورودي روستای گرده یا نوشنق، کاریز یا چشمه ای بود که آب معدنی خنک و زلال با صدای دلنشینی در آن روان بود و درختان کهنسالی چون بید و چنار دور آنرا احاطه كرده و سایه خویش را با گشاده دستی به اطراف انداخته و ماوای هزاران پرنده بود. یکی از درختان که بسیار کهنسال، تنومند، قطور و آثار پیری در تنه آن نمایان بود، زنبور عسل در شکاف آن لانه ساخته بود كه عسل خالص حاصل از زحمت زنبورها، از تنه جاری و نصیب اهالي مي‌شد. آشیانه لک لک، قرقی،کلاغ نیز در آنها نمایان بود و لانه لک لک در بالای درخت بید، جلوه بسیار خاصی داشت، ماوایی بود بسیار آرام بخش که ان سان می‌توانست در آن بیارامد. پرواز زیبا، آرام و روان آنها در آسمان روستا با بال‌هاي گشوده، چقدر دیدنی بود. ادامه نوشته

حرکت شاه اسماعیل به سوی توپ خانه (بخش ششم)

حرکت شاه اسماعیل به سوی توپ خانه (بخش ششم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده seyfalifasihi

شاه فرمان حرکت صادر کرد و سواران به حرکت در آمده و راه شمال را در پیش گرفتند شاه وسواران با حرکت خویش قدم در امتداد شمال از جناح جنوبی جبهه ایران گذاشتند و خود را به سربازان اکینجی رساندند در آنجا شاه عنان متوجه چپ کرد و لحظه ای بعد رکاب کشید و سرعت حرکت اسبها افزایش یافت و پس از چند دقیقه که اسبها با سرعت می تاختند آنها نیز به هیجان آمدند منظره ای وحشت آور و هم با شکوه بوجود آمده بود و توپهای بالای کوه کبود همچنان شلیک می کرد نیروهای ایرانی به قرار گاه اکینجی ها رسیدند شاه اسماعیل و تمام افرادش نعره می زدند اکینجی ها غیر از شمشیر سلاحی نداشتند و شنشیر آنها نمی توانست جلوی عبور سواره نظام ایرانی را بگیرد شاه اسماعیل بعد از اینکه عده ای را کشت و عدهای از سربازانش قربانی شدند به دامنه شمالی کوه کبود که قرار گاه اکینجی ها بود رسید حمله و ضریه سوار نظام شاه بقدری شدید و روحیه سوارانی که با او می رفتند به اندازهای قوی بود که اکینجی ها نتوانستند پایداری کنند پس از کشته شدن تعدادی از سربازان مابقی جا را برای ورود نیروهای شاه اسماعیل باز کردند

ادامه نوشته

شروع نبرد خونین چالدران (بخش پنجم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده seyfalifasihi

در اول صبح دوم رجب سال ۹۲۰ ه ق هر دو لشکر آماده باش کامل دادند سربازان عثمانی بخاطر داشتن توپخانه سنگین امکان حمله نداشتند بنابر این حمله از جانب شاه اسماعیل شروع شد مقر شاه اسماعیل در بین کوه های شمال و شرق چالدران بود در آغاز نبرد ساروبیره و استا جلو که پیشقراول یا چرخچی شاه اسماعیل بود بر یک دسته از پیش قراولان سپاه عثمانی در دامنه کوه های غربی تاخت و چنان سریع عمل کرد که در صف سربازان اوچ اوغلان شکاف بوجود آمد و لحظه به لحظه وسیعتر شد سارو بیره بدون توجه به تعلقات خود جنگاوری می کرد و پیش می رفت ودر عقب آنها سربازان حسن بیگ لله و امیر عبدالباقی از جناح چپ حمله می کردند شاه اسماعیل هنگامی که دید نیروهایش با سرعت تمام پیش می روند فهمید که این حیله ای است تا دشمن نیرو های او را به موضع توپخانه بکشاند

ادامه نوشته

ادامه باورهای قدیم گرده

نوشته: پرویز اسرافیلی گرده parvizesrafiligerdeh7

 
عبور کردن از زیر شتر نر
در زمان قدیم که در ویلکیج فیل پرورش می کردند، رسم آن بود زنی که بار دار نمی شد ۳ بار از زیر فیل نر عبور میکرد. سال ها بعد دیگر در ویلکیج فیل نبود از زیر شتر نر عبور میکردند و این کار باعث بارداری می شد. و از ویلکیج به گرده مرسوم شده بود.
درخت سیاه در ده قشلاق چای
در قشلاق چای در دامنه کوه درختان سیاه بود، زنان که حامله نمی شدند. روزهای پنج شنبه بعد از ظهر به دور درخت قدم زده و برای یک ساعت در زیر درخت می خوابیدند. من یادم است ۱۰ یا ۱۲ ساله بودم ۲ تا از خانم های ده چند بار به آنجا رفتند. خود من فامیل ما ربابه اسرافیلی را همراهی کردم و به درخت سیاه برای زیارت رفتیم و سال آینده ربابه دختر بچه بدنیا آورد.

ادامه نوشته

عزیمت شاه اسماعیل به همدان (بخش سوم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده

نبروی دیگر عثمانی به فرماندهی یونس اورخان برای تصرف قراباغ عازم آن دیار شد در آخر بهار نیروی عثمانی به قاراباغ وارد شد که مصادف با مهاجرت ایل محمد قراباغی برای گذراندن تابستان در قراباغ بود محمد قراباغی که شجاعت او در مذاکره با عزت چاپین و عدم اطاعتش از سلطان سلیم ذکر شد شاه اسماعیل همین که از ورود لشکر عثمانی به قاراباغ مطلع شد سریعا با سران قاراباغ جلسه مشورتی دفاعی تشکیل داد با فرمانده قاراباغ به نام صولت اینانلو وارد مذاکره شد تا اینکه برای دفاع از حملات ۲۰ هزار نفری نیروی عثمانی حدود ۱۵ هزار نفر نیرو از ایلات و عشایر منطقه را جمع اوری نموده و راه را برای ورود لشکر عثمانی به داخل قاراباغ بستند و آنها را زمین گیر کردند. سلطان سلیم تصرف دیار بکر و قاراباغ را آسان می دانست از این روی از خوف محمد استا جلو ۵۰ هزار نفر نیرو به قاراباغ اعزام کرد فرمانده قاراباغ صولت اینالو باهمکاری نیروهای محمد قاراباغی مقاومت دلیرانه کردند و جلوی تصرف قاراباغ را گرفتند ونیروهای عثمانی مجبور به عقب نشینی شدند با این که ۷هزار سرباز عشایر قاراباغ کشته و مجروح شدند با این حال با شجاعت تمام مقاومت کرده باعث هزیمت دشمن گردید.

ادامه نوشته

شاه اسماعیل وسلطان سلیم عثمانی وجنگ چالدران (بخش دوم)

شاه اسماعیل وسلطان سلیم عثمانی وجنگ چالدران (بخش دوم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده
سلطان سلیم پس از بر انداختن مدعیان سلطنت تصمیم گرفت به ایران حمله کند علت اساسی این تصمیم، شرایط جدید سیاسی مذهبی و نظامی ایران و عثمانی بود سلیم شاه اسماعیل را مردی خطرناک می دید و  از طرفی در صدد ایجاد امپراطوری عثمانی در جهان اسلام بود و چاره ای جز از بین بردن شاه تازه قدرت گرفته ایران نداشت قضایای زیادی در این تصمیم موثر بود از جمله سلطان دستور داد حدود ۴۰۰۰ هزار نفر شیعه را در اناطولی قتل و عام کنند و عزت چاپین افسر ارتش عثمانی را به خاطر هماهنگ کردن نیروی عشایری برای جنک به ایران گسیل داشت به نحوی که با خود شاه اسماعیل ملاقات نماید
عشایر ایران اقتدار و استقلال خود را با جواب منفی به سلطان سلیم فهماندند خصوصا وقتی که عزت چاپین در ارومیه با محمد قراباغی رئیس قبیله ملاقات کرد و او را از اکته نظرات سلطان سلیم عثمانی اگاه کرد قرا باغی بدون وقفه صندوقی را باز کرد یک پیراهن چرک و کهنه را نشان داد و گفت این پیراهن عموی من است که جد سلطان سلیم او را سر بریده و خونش را ریخته که برنگ خرمائی ملاحظه می کنید و یک طناب دیگر نیز نشان داد وگفت سلطان محمد دوم پدر هنگامی که من کودک بودم و در اغوش مادرم شیر می خوردم پدر را با این طناب حلق اویز کرد با اینکه با سلطان سلیم تابع یک مذهب و با شاه صفوی از نظر مذهب مخالف ولی ایشان به هیچ یک از کسان من تعرض نکرده. شما می گوئید من چه شکلی شاه صفوی را رها کنم تابع سلطان سلیم باشم

ادامه نوشته

شاه اسماعیل تا تاسیس سلسله صفویه (بخش اول)

بنام خدا

شاه اسماعیل تا تاسیس سلسله صفویه (بخش اول)
نوشته: سیفعلی فصیحی گرده

قهرمان تاریخ ما شاه اسمائیل صفوی پس از گذراندن ایام کودکی خود در زندان .تبعید فرار ومشاهده سلطه بیگانکان بر کشور ایران واختلافات قومی و ملی در سن سیزده سالگی حکومت مستقل ومقتدری را در ایران پایه ریزی نمود ودر این مورد چنان با سرعت پیش رفت که یکی از مقتدرترین سلاطین روزگار خود شد و با ایجاد وحدت سیاسی، ملی، و مذهبی در پهن دشت ایران به یغما رفته به مصاف قدرتهای عصر خود شتافته ودر تمام جنگ های داخلی وخارجی به پیروزی رسید.

ادامه نوشته

۲۰ هزار جفت چشم ، فرش قرمز خان قاجار

۲۰ هزار جفت چشم ، فرش قرمز خان قاجار
________________________________________parvizesrafiligerdeh7.jpg

تاريخ درج خبر :

۲۰ هزار جفت چشم ، فرش قرمز خان قاجار
ترديدي نيست واقعه تاريخي حمله آقامحمد خان قاجار به كرمان و در آوردن ۲۰ هزار جفت چشم در ميدان اصلي كرمان و جنايتي كه اين شاه سنگدل قجري در حق مردم اين خطه انجام داد از هولناكترين وقايعي است كه تاريخ بشريت بر خود ديده است.

ادامه نوشته