بایگانی ماهیانه: شهریور ۱۳۹۶

اطلاعیه

اطلاعیه

 

السّلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

 

طشت گذاری محرم سال ۹۵

 

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم  مراسم تشت (طشت)گذاری برگزار می گردد.

مداح  :    حاج مهدی پورسیف اللهی
زمان  :    روز پنجشنبه مورخه ی ۱۳۹۶/۰۶/۳۰  ازساعت ۰۴/۳۰ الی ۷ بعد ازظهر
مکان: :   مسجد جامع روستای گرده

هیئت امناء و هیئت عاشقان حضرت عباس (ع) روستای گرده از عموم عاشقان حسینی جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آورد.

التماس دعا

معرفی یک هنرمند نقاش و پیکر تراش وطن پرست متولد گرده

نوشته پرویز اسرافیلی

معرفی یک هنرمند نقاش و پیکر تراش وطن پرست متولد گرده
پروفسور دکتر آقا لار محمدیان

 

پروفسور دکتر اقالارمحمدیان و همسر محترمشان در اخرین نمایشگاه خود در تهران

 

 

آقالار محمدیان برادر شکر خان اسرافیلی در سال ۱۳۰۷ در گرده متولد شد. در سال ۱۳۰۸ با مادر به نمین کوچ کرد.در سال ۱۳۱۰ به سبب فوت همسر اول شکر خان دوباره به گرده برگشتند.

پس از ازدواج شکر خان با همسر دوم در سال ۱۳۱۲ مادر آقالار صاحب خانم اسرافیلی مالک ۲ دانگ حمام محمدیان درنمین (میراث فرهنگی است ایکاش روزی تعمیر شود) و چند قطعه املاک بوده. پس از فروش املاک ، خانواده به تهران کوچک کرده و در تهران با خرید یک باب خانه کوچک در ناصر خسرو در کوچه مروی ساکن شدند. مادرش در قور خانه تهران بعد در اداره راه آهن تهران استخدام شد. آقالار از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت . بنا به گفته مادرش آقالار در جلوی درب حیاط نشسته درشکه ها با اسب ها و ماشین ها را ترسیم میکرد. یک روز در جمعه در سال ۱۳۱۳ مادرش او را برای دیدن قطار ) در آن زمان ماشین دودی میگفتند) محل حضرت عبدالعظیم (دروازه قدیمی شهر ری) برد. آقالار در حال ترسیم قطار بوده، یک آقای ناشناس سر بالای او ایستاده تماشا میکرد. پس از اتمام ترسیم قطار و ایستگاه آقای نا شناس آن را با دقت مطالعه کرده و پس از سئوالاتی به مادر آقا لار یک پیام یک سطری نوشته داد و گفت ( این نوشته را با بچه به مدرسه در میدان بهارستان به بر او را به رایگان ثبت نام می کنند . گویا آن مدرسه بنام علمیه بود) . آقای نا شناس عکس را با خود برد. در علمیه اول از ثبت نام او خودداری کردند به بهانه اینکه او ۶ ساله بود. درآقالار با مادرش حالیکه مدرسه را ترک میکردند.مدیر مدرسه عقیده اش را عوض و بچه را ثبت نام کرد.آقالار هرگز آن نیک مرد را ندیده و اسم را ندانست . پس از گذراندن تحصیل ابتدای در مدرسه علمیه پس از موفقیت در مسابقه نقاشی وارد مکتب خانه کمال الملک در باغ نگارستان در میدان بهارستان شد ( مکتب خانه کمال الملک در حال ل حاضر موزه نقاشی است) باز بطور رایگان ادامه تحصیل کرد. . پس از فارغ التحصیل در نقاشی ، پیکر تراشی، مجسمه سازی و خوشنویسی در سال ۱۳۲۴به شغل مقدس دبیری در تعدادی از دبیرستان های مرکز که یکی از آنها امیر کبیر و دبیرستان ذوقی در عبّاسی تدریس کرد.

ادامه خواندن معرفی یک هنرمند نقاش و پیکر تراش وطن پرست متولد گرده

معرفی مرحوم استاد گلحسن ثمودی گرده

مرحوم استاد گلحسن ثمودی گرده

معرفی مرحوم گلحسن ثمودی گرده از زبان فرزندشان اقا ی یونس ثمودی

🔹نام : مرحوم گلحسن ثمودي گرده اولین کفاش روستای گرده و معررف به اوستا گلحسن
نام پدر : محمد
تاریخ تولد : ۱۳۰۵
تاریخ وفات: ۱۳۶۰/۰۱/۱۶

پدرم مي گفت در اوايل شروع زندگی مشتركم كشاورزی و دوره گردی (جارچي) به روستاهای دور و نزديك می رفتم تا خرج زندگیم را تهيه كنم ازآنجايی كه در قديم كفش نبود فقط چاروق (گيوه ) كه از پوست حيوانات تهيه می شد آن هم بدون دباغی كه هميشه بدليل خشك بودن پای مردم را زخمی می كرد به همين علت می گفت هميشه به فكر اين بودم كه ايكاش روزی بتونم يه كفش راحت برای مردم تهيه و درست كنم مدتها گذشت تا شنيدم از يك نوع لاستيك عين جنس تيوپ كفش درست مي كنند سراغشو گرفتم و با پرس وجو به بازار اردبيل همان جای (بازارقيصريه )كه الان هم چكمه و كفشهای پلاستكی می فروشند رسیدم شخصی بنام رمضان پيدا كردم که در كار تهيه و فروش لوازم توليد كفش گالوش بود. با راهنمايی های آقای رمضان مقداری لوازم از ايشان خريدم و يك موتور زمينی انگليسی هم خريدم چون آن زمان برق نبود برای سمباده زدن كفشها موتور نياز ضروری بود. يادم هست بدليل رونق كارش رفت يك موتور زاپاس هم خريد هر وقت خراب می شد از موتور زاپاس استفاده می كرد و اون يكی را خودش تعمير و آماده می كرد يكی از توليدات پدرم چكمه بود كه خيلی بلند و تا ران پا می آمد كه بعد از مدتی مشتریهایش زیاد شد تا انجایی که از شهر آستارا سفارش می دادند و برای كاشت بيجار استفاده می كردند. چاروق از كفش ارزان و سبك بود به همين دليل برای چوپان ها كفش خوبی بود كفشهای توليد پدرم بيشتر در بخش عنبران و روستای اطراف بصورت سفارشی توليد مي شد و مابقی در روز های بازار در دكان مرحوم نقی شاه گلدی كه اصالتاً نمينی بودند و دوست پدرم بود در آنجا بفروش می رفت لازم به ذكر است پدرم چند سالی هم در نمين كارگاهی اجاره كرده بود در آنجا به توليد كفش مشغول بود بعدها به بدليل علاقه به روستا و خدمت هر چه بيشتر به هم دهاتیهایش به روستا برگشت و در روستا بجز توليد كفش در تعمير چراغهای نفت سوز خوراك پزی و روشنايی به مردم خدمت می كرد.
روحشان شاد یادشان گرامی باد.🌹🌹🌹

نمونه ای از گالوش تولید شده توسط مرحوم گلحسن ثمودی گرده