بایگانی دسته: اهالی روستای گرده

استاد محرم میرزایی

استاد محرم میرزایی
استاد محرم میرزایی

نام : محرم

نام خانوادگی: میرزایی

نام پدر: محمد

محل تولد : گرده

تاریخ تولد :۱۳۵۰

 

 

 

 

استاد محرم میرزایی هم اکنون مدرس خوشنویسی در دانشگاه خوارزمی می باشد واز اساتید برجسته ایشان می توان به استاد غلامرضا خلج و استاد حسین غلامی نام برد ایشان دوره فوق ممتاز را گذرانده و عضو رسمی انجمن خوشنویسان ایران می باشد که نفر اول خوشنویسی استان البرز در سال ۱۳۸۸  وجزو نفرات برتر جشنواره شمس تهران در سال ۱۳۹۰ می باشد.

با ارزوی طول عمر باعزت وموفقیت روز افزون برای استاد عزیز.

6

برای دیدن چند نمونه از خوشنویسی استاد روی ادامه مطلب کلیک نمایید. ادامه خواندن استاد محرم میرزایی

مرحوم مرحمت جابری

نوشته: عسگر همتی گرده

مرحوم مرحمت جابری فرزند ابوالفضل جابری که در سال ۱۳۴۴ در شیراز در مانور نظامی سقوط آزاد با چتر درگذشت یک نفر درباره این حادثه صحبت کرد گفت در روز حادثه ۱۵۰ نفر که چتر هیچ کدام باز نشد سقوط کردن که این ۱۵۰ نفر علیه شاه میخواستن کودتا کنن ولی متاسفانه با یک ایده نامردانه از طرف ماموران وقت همه چترها دستکاری شده و همه سقوط میکنن و به ملکوت میپیوندند که این جوان ۱۷ ساله هم بین آنها بود.

روحش شاد یادش گرامی

marhamatjaberi1

ادامه خواندن مرحوم مرحمت جابری

عکسهای ارسالی از طرف اقای حمداله عبدی

عکسهای ارسالی از طرف اقای حمداله عبدی

جوانان گرده در تی داغی
عکسی ازجوانان گرده در  کوه باشی باغلی وکوه روبرویی هم تی داغی می باشد سال حدود۱۳۶۴

 

ادامه خواندن عکسهای ارسالی از طرف اقای حمداله عبدی

عکس قدیمی

بسمه تعالی

عکس بالا متعلق به حاج خدا رحیم سرداری مداح اهل بیت که در تاریخ ۱۳۶۰در جلوگاه مغازه مرحوم پدرش(قوچعلی سرداری)که از خیرین به نام این دهستان بودند وخدمات ارزنده ای به جامعه کوچک زادگاهش ارائه وهدیه نموده اند.جا دارد به روح بزرگوارشان از رحمت احدیت علو درجات را مسئلت نمائیم.عکس فوق را آقای محمد معصومی گرفته وماشین پیکان ۵۲هم متعلق به ایشان است که حاج رحیم در آن زمان ۱۴ساله بوده اند وایشان متولد۱۳۴۶شمسی میباشند.توفیق روزافزون وطول عمر باعزت را برایشان آرزومندیم.

خاطره ای قدیمی از استاد پرویز اسرافیلی

آقای فصیحی شیرین زبان، اشعار بسیار جالب شما را خواندم خیلی لذت بردم. گفتار شما، خاطره بچگی خودم را بیادم آورد. زمانیکه من بچه بودم، دو سال پی در پی میوه درختان را سرما زد و اثری از میوه باغ ها نبود. در آن دو سال باران نبارید و خشک سالی بود. طبق معمول هر سال مردم از مغازه های نمین مواد مایحتاج را نسیه خربده و پس از بر داشت محصول، غلات و یا گوسفند فروخته بدهی خود را به مغازه داران می دادند. همه خانواده ها با تجار نمین صورت حساب داشتند. در همین دو سال خیلی ها قادر به پرداخت بدهی نبودند بنابر این خیلی مشکل بود از تجار خوار بار بخرند.

در زمستان سال دوم برف زیاد بارید و هوا بسیار سرد و یخبندان شد. در آن زمان زمستان ها به آن سردی بودند. شرکت نفت در دست انگلیس بود و هنوز ملی نشده بود. علتش را من هنوز پیدا نکرده ام . چرا ما در گرده موفق به خرید نفت ایران نبودیم. نفت روسیه با الاغ ها در بشکه های ۳۰ لیتری از آستارا می آمد. در همان سال یخبندان گردنه حیران از برف و کولاک هفته ها بسته بود. نفت برای روشنی چراغها مثل کیمیا ناپیدا بود. مردم در غروب مثل مرغ و خروس به زیر لحاف و پلاس کرسی رفته و با روشنائی صبح از زیر کرسی بر می خاستند. در عید نوروز خیلی از خانواده ها لباس تازه نداشتند. بخوبی یادم هست در همان گرده در یک خانواده ۳ برادر بودند و فقط یک شلوار اشتراکی داشتند. بنوبت آن شلوار تازه را پوشیده بیرون از خانه می آمدند . شلوار برای اولی خیلی کوتاه تنگ بود. برای دومی اندازه خوب ولی برادر سومی تا زانو تا میکرد. در همان زمستان چند تا از بچه ها کفش نداشتند ( هنوز مرحوم گل حسن کار خانه گالوش نداشت مردم از اردبیل گالوش می خریدند. گالوش ها از لاستیک تویه ماشین ساحته شده بودند، در تابستان ها در اثر گرما و عرق همه پا های سیاه و یا سرخ داشتند که رنگ گالوش بود) و با جوراب در برف بازی میکردند. بخوبی یادم هست که در وصی داغی از بالای کوه سُر میخوردیم ، آن بچه ها تا به کوه برسند به جوراب های پشمی آنقدر برف می چسبید با اشکال راه می رفتند.
در زمستان ها ساربانی بود بنام قره فتیش ( فتح الائه سیاه) با یک شتر تیره رنگ از آستارا برنج، قند، شکر، چای و یا چیز های دیگر به ده آورده و پس از فروش بر می گشت. مردم در گرده به شتر مجانی یونجه فراوان می دادند. شتر تا گرده را می دید یونجه را یاد آورده بطرف ده فرار کرده و در جلوی مسجد می ایستاد. در آن سال در روز چهار شنبه سوری بود و طوفان ، کولاک و برف گردنه حیران را بسته بود. مردم تلاش کردند که او را از مسافرت به آستارا چند روزی باز دارند. قبول نکرده گفت ( کولاک، قره داغا، قره نره نینر) کولاک به کوه سیا و نر سیا اثر ندارد . کوه سیاه خودش و نر سیاه شتر را می نامید. یونجه بار شتر کرده بطرف نمین رفت. ۳ روز دیگر شتر با بارش به گرده بر گشت ولی از کوه سیاه خبری نبود. پس از باز شدن گرده حیران جسد او را از زیر برف در آوردند.

مرحوم حاج خدر علی رنجبر

مرحوم حاج خدر علی رنجبر

مداح و ذاکر اهل بیت عصمت وطهارت(ع) مرحوم حاج خدر علی رنجبر در سال ۱۳۰۴ در قریه گرده دیده به جهان گشود و از همان کودکی علاقه و ارادت خاصی نسبت به ائمه ی اطهار داشت . ایشان در محضر استادانی چون ملا اسمعیل و شیخ گل وردی و سید مهدی موسوی خانقاه به شاگردی پرداخت و قران و اموزه های دینی را از استادان خودش یاد گرفت و به مداحی و ذکر فضایل و مصائب ائمه ی اطهار(ع) پرداخت . ایشان ۳ سال در مسجد اجرلو اردبیل ، ا سال در مسجد نیار اردبیل ، ۱۵سال در شهر استارا، ۱۵سال در روستای گرده و اورنج و ۶ سال در تهران به مداحی پرداخت و در تهیه و تنظیم شبیه خوانی روستای گرده همراه با مرحوم  شکر خان اسرافیلی وچند تن دیگر نقش اساسی داشت . ایشان در سال ۱۳۶۱ به دیار باقی شتافت و در قبرستان روستای گرده دفن گردید. روحش شاد یادش گرامی باد.

کسب رتبه دوم استانی در رشته تربیت بدنی توسط خانم تیموری از اهالی گرده

کسب رتبه دوم استانی در رشته تربت بدنی خانم شیما تیموری گرده فرزند یحیی در کنکور سراسری فنی وحرفه ای را خدمت خانواده محترم ایشان و اهالی عزیز روستایمان تبریک عرض می کنیم و آرزوی موفقیت و پیشرفت در تمامی زمینه ها برای ایشان و هم روستائیان عزیزمان را داریم.لازم به توضیح است که رتبه کشوری ایشان  ۲۵۱ میباشد و  دانشگاه مقدس اردبیلی را برای ادامه تحصیل برگزیده اند.

 

 

علم اولسا اگر سینه یه دشت ایچره ده پینهان     بیلسون کی اوچان گؤدکی طرلان دی بو گیرده

تصویر مرحوم خانوردی قویدل گرده

عکس ارسالی از اقای کریم قویدل گرده

مرحوم خانوردی قویدل گرده

روحش شاد یادش گرامی

مرحوم خانوردی قویدل در سال ۱۲۹۵ در روستای گرده به دنیا امد نام پدرش نصیر ونام مادرش خانزاده نام د اشت و سه برادر به نام های تاروردی ، گل وردی ، وخداوردی داشت .خانه اش در محل کنونی خانه حاجی نوراله جعفری واقع بوده (مرحوم خانوردی خانه اش را به مرحوم جمشید نصیری فروخته و مرحوم جمشید هم به مرحوم محمد باقری پدر صالح باقری فروخته وصالح باقری هم به حاج نوراله جعفری ). مرحوم خانوردی با دختری به نام صغری نوروزی از روستای اورنج ازدواج کرده و در سال ۱۳۳۵ به روستای اورنج کوچ کرده و بعد از یک سالی به تهران عزیمت می کنند. و ماحصل زندگی مرحوم خانوردی یک دختر و ۴ پسر به نام های عظیم، رحیم، نجف وشاپور(ناصر) که عظیم و رحیم در کرج و نجف وشاپور در تهران زندگی می کنند.و کریم نیز فرزند رحیم قویدل می باشد. مرحوم خانوردی در تاریخ ۱۳۴۰/۱۲/۰۵ در تهران و در محل کار آلمانی ها به علت سقوط گیره ی جرثقیل و اصابت به سر ،جان خود را از دست داده و به دیدار معبود خود می شتابد . شاپور هم  ۱۰روز بعد از مرگ پدر به دنیا امده و از دیدن روی پدر محروم می شود. همسر مرحوم خانوردی در حال حاضر با۹۳ سال سن در قید حیات می باشند که خداوند به ایشان سلامتی و طول عمر عنایت فرمایند.

رحیم قویدل گرده                                    کریم قویدل گرده