شعر صندوق خودیاری ما

کرد اندر ده صدا صندوق خود یاری ما        ریشه زد در روستا صندوق خود یاری ما

وز همه خواهیم تا با همت و یک دل شدن    خانه را آرد صفا صندوق خود یاری ما

هر کدام از ما مثال قطره ای باشیم و گر        مقصد دریا تو را صندوق خودیاری ما

مشکلات است ای برادر گر هدف بر حل آن   درد را باشد دوا صندوق خودیاری ما

کار عمرانی و آبادی اساس نامه شد         باشد استثنا کجا صندوق خودیاری ما؟

گر موارد باشد انسانیت آن را حکم کرد        داند آن مجمع روا صندوق خودیاری ما

آصف از خانی و مجمع کن تشکر بارها       کین شود خیرو رجا صندوق خودیاری ما.

معرفی کتاب

کتاب فرهنگ جغرافیایی شهرستان نمین  چاپ ۹۳ اولین بار است که درباره فرهنگ نمین و روستاهای آن پژوهش و تحقیق مفصلی انجام شده است.

این کتاب پژوهش و تألیف محرم یوسفی و علی حقی نوجه ده می باشد که  بعنوان اثر برگزیده در بخش جغرافیا جشنواره کتاب سال استان اردبیل هم انتخاب شده بود.

farhangecografiyayinamin

کتاب دارای ۳۹۲ صفحه می باشد که در صفحه ۱۴۳ آن به روستای گرده پرداخته شده و مطالب خوبی گردآوری شده است.

در کل باید گفت که این کتاب در باب جغرافیا و تاثیر عناصر اقلیمی و تصادفات جاده ای، فرهنگ و هنر، جاذبه های گردشگری و صنایع دستی، ابنیه های تاریخی، آپین و مذهب و معرفی اماکن مذهبی، مشاهیر و مفاخر، خوانین و حکام منطقه، وجه تسمیه، طوایف و قومیتها و در آخر به بیان مشکلات اهالی شهرستان پرداخته و مطالبی به رشته تحریر در آورده است.

استقرار در دشت چالدران (قسمت چهارم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده

seyfalifasihi
نیروهای صفوی در کوه های شمال دشت که از طرف شرق به تپه های جنوب شرقی متصل بود و بر یک جلگه مسطح اشراف داشت که اکنون جاده سیاه چشمه به خوی می باشد مستقر شدند تا از شبیخون دشمن به خاطر محصور بودن بین کوه ها در امان بمانند سپاه عثمانی در هشتاد کیلومتری جنوب شرقی دغوبایزید و شمال دریاچه وان به فاصله ۱۶۰۰کیلو متری از استانبول مشرف به دشت چالدران استقرار یافتند طرفین یک کیلو متر از هم فاصله داشتند شاه صفوی پس از اقامه نماز .تمام افسران ارشد و سرداران را احضار کرد وگفت به اطلاع تمام نیرو ها برسانند که سلیم کسی است دو برادرش را کشته و شیعیان را قتل و عام نموده و هم اکنون قصد تصرف کشور شیعه را دارد ودر صورت غلبه خدا می داند به سر ناموس ما چه بیاید باید قبل از اسارت و ذلت کار خصم را بسازید تا آسوده خاطر باشیم بسیاری از مورخان نوشته اند شب پیش از جنگ که هنوز سپاه خصم از تپه های غربی به دشت چالدران سرازیر نشده بود فرمانده سپاه ایران محمد خان استاجلو نور علی خلیفه روملو و عده ای دیگر از سران سپاه که از نقشه های دشمن اگاهی داشتند به شاه اسماعیل پیش نهاد کردند که پیش از استقرار نیروهای خصم در دشت چالدران و آرایش جنگی توپخانه و نیروهای پیاده نظام به آنها شبیخون زده و مانع استفاده آنها از توپ خانه شوند ولی دورمیش خان رئیس طایفه شاملو با این پیشنهاد مخالفت کرد و شهریار صفوی رای او را پسندید و آنرا خلاف مردانگی دانست.

ادامه نوشته

درباره شاه اسماعیل اول صفوی

نوشته: پرویز اسرافیلی گرده
درود فراوان بر مدیران سایت گرده و آقایان عزیز سرخان قانع و سیفعلی فصیحی که سایت گرده را با مطالب جالب جلا میدهند
درباره شاه اسماعیل اول صفوی
شاه اسماعیل سزاوار تحسین است و در ردیف پادشاهان بزرگ ایران ایست باید با بزرگواری ازش یاد کرد. اسماعیل اکثر زندگی کوتاه خود را از آغاز سلطنت تا شکست در جنگ چالدران برای باز گیری سرزمین های از دست رفته ایران صرف کرد. تمامی خاک ایران را زیر یک پرچم در آورد. قلمرو ایران را نزدیک به حدود ساسانیان رسانید. متاسفانه همیشه مردان بزرگ و حماسه سرایان تاریخ ایران آدم ها ی رحیم و خوش قلب نبودند.
علت شکست اسماعیل در جنگ چالدران نه توپ های عثمانی بد و نه و یا ترک قدرت الوهیت و نیمه خدائی او بود. بلکه عدم شرکت کمان گیران ، تیراندازان ، هشت پران تالش، شش پران ویلکیج و فرماندهان مهرانی و خان های مهرانی تالش و یلکیج بود. فقط یک نفر از فرماندهان تالش رستم خان کاچره مینه سردار مشهور از ویلکیج تالش بود و او هم از خاندان صفوی ازدواج کرده بود. رستم خان هم در جنگ چالدران بیش از ۴۰ تیر خورده بود و در میان جان سپرد. چرا سربازان تالش و ویلکیج در جنگ چالدران شرکت نکردند؟ بدلیل اینکه اسماعیل پس از اعلام دین شیعه دین رسمی ایران در تبریز و کشت و کشتار مخالف ین عازم ویلکیج و تالش شد تا اهلی تسنن تالش و ویلکیج را تبدیل دین شیعه کند و چند تا از خان های مهرانی و فرماندهان مهرانی تالش و نمین و یلکیج را کشت. بین قربانیان اسماعیل رسول خان مهرانی ویلکیج نمین فرزند مصطفی خان مهرانی تالش و عیسی خان مهرانی نمین و آستارا و موسی خان تالش بودند. علت دیگری هم اعمال بی رحمانه خود او بود.
بعلت اوضاع جغرافیایی دهات جنگل نشین تالش و ویلکیج فرق ندارد گرچه آغداغ ، گرده ، ارونج و عنبران و یا نمین بود، ویلکیج و تالشی ها از طفولیت با تیر و کمان بزرگ شده بودند. اسباب بازی بچه ها تیر و کمان بود .
در طول تاریخ ایران از زمان کادوسیان. اشکانیان تا افشارها بهترین کمان گیران و تیراندازان سپاه ها تالشی ها و ویلکیجی ها بودند. در دوره ساسانیان در سپاه اردشیر اول و خسرو پرویز خیلی از جاودان ها تالشی ها و ویلکیجی ها بودند . در جنگ های قبلی اسماعیل با شروانشاه و ازبک ها نه تنها مردان تالشی ها و ویلکیجی ها شرکت کردند بلکه زنا های آنان در جوار شوهر ان و برادران خو در جنگ ها شرکت داشتند.
لازم است چند کلمه از ستمگری اسماعیل یاد آوری کنیم:
اسماعیل برای انتقام و خون خواهی پدر و پدر بزرگش در شروان دستور داد هفت تا از شاه هان شروان را از مقبره کنده و در میدان شهر بسوزانند. در تبریز بیش از ۳۰۰ فاحشه را در انظار عموم دستور داد در اره کنند. بنا به گفته درویش قنبر از اردبیل اسماعیل مادر خودش مارتا را با دست خود کشت . دلیل کشتن او این بود که مارتا با یک فرمانده قزل باش که اسماعیل ازش دلخوشی نداشت در پنهانی از طریق صیغه ازدواج کرده بود. درویش قنبر که قبل از قحطی جنگ جهانی اول که از اردبیل به گرده و نمین می آمد و او کسی بود که شاخسی، واخسی را به نمین و گرده آورد. در باره درویش قنبر خواهم نوشت.
با ارادت کامل پرویز اسرافیلی گرده

ادامه باورهای قدیم گرده

نوشته: پرویز اسرافیلی گرده parvizesrafiligerdeh7

 
عبور کردن از زیر شتر نر
در زمان قدیم که در ویلکیج فیل پرورش می کردند، رسم آن بود زنی که بار دار نمی شد ۳ بار از زیر فیل نر عبور میکرد. سال ها بعد دیگر در ویلکیج فیل نبود از زیر شتر نر عبور میکردند و این کار باعث بارداری می شد. و از ویلکیج به گرده مرسوم شده بود.
درخت سیاه در ده قشلاق چای
در قشلاق چای در دامنه کوه درختان سیاه بود، زنان که حامله نمی شدند. روزهای پنج شنبه بعد از ظهر به دور درخت قدم زده و برای یک ساعت در زیر درخت می خوابیدند. من یادم است ۱۰ یا ۱۲ ساله بودم ۲ تا از خانم های ده چند بار به آنجا رفتند. خود من فامیل ما ربابه اسرافیلی را همراهی کردم و به درخت سیاه برای زیارت رفتیم و سال آینده ربابه دختر بچه بدنیا آورد.

ادامه نوشته

عزیمت شاه اسماعیل به همدان (بخش سوم)

نوشته: سیفعلی فصیحی گرده

نبروی دیگر عثمانی به فرماندهی یونس اورخان برای تصرف قراباغ عازم آن دیار شد در آخر بهار نیروی عثمانی به قاراباغ وارد شد که مصادف با مهاجرت ایل محمد قراباغی برای گذراندن تابستان در قراباغ بود محمد قراباغی که شجاعت او در مذاکره با عزت چاپین و عدم اطاعتش از سلطان سلیم ذکر شد شاه اسماعیل همین که از ورود لشکر عثمانی به قاراباغ مطلع شد سریعا با سران قاراباغ جلسه مشورتی دفاعی تشکیل داد با فرمانده قاراباغ به نام صولت اینانلو وارد مذاکره شد تا اینکه برای دفاع از حملات ۲۰ هزار نفری نیروی عثمانی حدود ۱۵ هزار نفر نیرو از ایلات و عشایر منطقه را جمع اوری نموده و راه را برای ورود لشکر عثمانی به داخل قاراباغ بستند و آنها را زمین گیر کردند. سلطان سلیم تصرف دیار بکر و قاراباغ را آسان می دانست از این روی از خوف محمد استا جلو ۵۰ هزار نفر نیرو به قاراباغ اعزام کرد فرمانده قاراباغ صولت اینالو باهمکاری نیروهای محمد قاراباغی مقاومت دلیرانه کردند و جلوی تصرف قاراباغ را گرفتند ونیروهای عثمانی مجبور به عقب نشینی شدند با این که ۷هزار سرباز عشایر قاراباغ کشته و مجروح شدند با این حال با شجاعت تمام مقاومت کرده باعث هزیمت دشمن گردید.

ادامه نوشته